URL



فرار بزرگ پس از هک بانکها

فرار بزرگ پس از هک بانکها

کوتاه کننده لینک: وقتی شما هک شده اید، تقصیر را به گردن تجهیزات قدیمی بیاندازید، در حقیقت بار مسئولیت را از گردن خودتان برمی دارید. حتی اگر دلیلش تجهیزات قدیمی باشد، باز هم شما مقصرید، باز هم بانک مقصر است، شورای عالی فضای مجازی مقصر است که اجازه نداد تجهیزات آپدیت بشوند. من معتقد نیستم که آنها عواقب کارشان را نمی دانستند.



تینا مزدکی _ یکی از رایج ترین توجیه هایی که بعد از هر موج از هک های سریالی از طرف برخی سیاست گذاران و تندروها مطرح می شود، متهم کردن خودِ فناوری اینترنت و پیوند دادن امنیت به استراتژی های انزواگرایانه ای چون «ایران اکسس» (Iran Access) کردن شبکه هاست؛ دقیقاً همان بهانه ای که حالا درباب هک شدن بانکها عنوان شده است. اما آیا تمام ابعاد امنیت در اتصال اینترنت خلاصه می شود یا این حرف ها تنها راهی برای فرار از مسئولیت است؟
برای بررسی دقیق تر ابعاد این مساله با وحید فرید، کارشناس امنیت شبکه در خبرآنلاین به گفتگو پرداختیم که در ادامه مشروح آنرا می خوانید:

مغلطه امنیت در انزوا

حید فرید کارشناس فاوا در جواب این پرسش که این که گفته می شود وقوع هک، نتیجه مستقیم اتصال به اینترنت جهانی است و اگر اینترنت قطع یا محدود شود، امنیت زیرساخت ها تأمین خواهد شد؛ از نظر فنی چه طور ارزیابی می شود می گوید: « این که عنوان می شود «هک نتیجه اینترنت یا تقصیر اینترنت است»، یک مغلطه ی بسیار واضح و بزرگ است. مثل اینست که شما بگویید «وقوع تصادفات رانندگی، نتیجه وجود خیابان است!» در وهله ی اول امکان دارد این حرف به نظر برخی درست بیاید؛ چونکه اگر خیابانی وجود نداشت، تصادفی هم رخ نمی داد. اما مگر می شود در دنیای امروز خیابان نباشد؟ خیابان نیاز اساسی زندگی امروزی است.»
او می گوید: «اینترنت هم دقیقاً به همین شکل است؛ یک تکنولوژی و نیاز حیاتی جهت زندگی امروز بشر است و شما اصلاً نمی توانید این نیاز را فاکتور بگیرید. شاید مثل تنفس کردن نباشد، اما واقعا با پدیده ای مثل «برق» قابل مقایسه است. مگه شما می توانید برق کشور را قطع کنید، به دوره پارینه سنگی برگردید و بگویید من زین پس با آتش خودم را گرم می کنم؟ اساسا نمی گردد. از لحاظ منطق نظری، شاید یک چوپان در وسط بیابان مجبور باشد بدون این امکانات زندگی کند؛ اما چرا ما باید زندگی شهری و اقتصاد یک کشور را نابود کنیم؟ آن هم فقط به خاطر این که یک عده به خاطر منافع یا عدم استفاده از متخصصین، سبب کوچ و هجرت الزامی «نیروهای مولد» شده اند.»
فرید ادامه می دهد: «من اینجا تعمداً از عبارت «نخبه» استفاده نمی کنم؛ اما می توانیم بگوییم نیروهای مولد؛ یعنی آنهایی که متخصص بودند، امنیت ایجاد می کردند، تکنولوژی را ارتقا می دادند و زیرساخت ها را امن و به روز نگه می داشتند. شما وقتی تمام این بخش فنی را فلج کردید، نیروهای متخصص را کنار گذاشتید و در مقابل، نیروهای بله قربان گو را بالای سر کار گذاشتید، طبیعی است که سیستم صدمه پذیر می شود؛ اما هم اکنون می آیید و می گویید اینترنت سبب هک شدن است!»
او در جواب این پرسش که چه چیزی سبب بروز این مشکلات می شود می گوید: «آن چیزی که سبب هک شدن می شود «عدم توجه به موارد امنیتی» است. وگرنه چرا در تمام دنیا اینترنت وجود دارد ولی آنها به این شکلِ سریالی و فاجعه بار هک نمی شوند؟ هک همه جا امکان دارد رخ دهد. گو اینکه شما اگر بیشترین احتیاط را هم در خیابان انجام دهید، امکان دارد یک راننده ی مست بیاید و به شما بزند؛ ولی به این خاطر، ما هیچ گاه نمی گوییم خیابان یا ابزار خودرو بد است. اینترنت یک ابزار است و ما باید خودمان را در آن فضا امن نگه داریم. آن بانکها باید از درآمدی که بابت سود خدمات بانکداری از مردم می گیرند، سرمایه گذاری کنند تا زیرساخت هایشان امن شود.»
او همینطور در جواب این پرسش که چرا سرمایه گذاری صورت نمی گیرد می گوید: « بخشی از آنرا اصلاً نمی توانند؛ چون پول ملی بی ارزش شده، تجهیزات روز دنیا فوق العاده گران است و آدم های متخصص هم گران هستند. درنتیجه ی این وضعیت، چون مسئولیت روزمره ای حس نمی گردد، می آیند و مثلا بچه ی راننده شان را می گذارند مسئول امنیت شبکه! سیستم به شکل روزمره کار می کند و کارشان گیر نیست؛ پس آن آدم چهار سال آنجا می ماند و حقوق می گیرد، اما یک مرتبه سیستم هک می شود و بعد به جهت اینکه مسئولیت را از گردن خودشان دور کنند، می آیند و می گویند تقصیر اینترنت بود! وگرنه بی احتیاطی شما در آن فضاست که سبب اتفاقات بعدی می شود.»
وحید فرید، کارشناس امنیت شبکه
این کارشناس امنیت شبکه در جواب این پرسش که گفته می شود سامانه های بانکی ما اصلاً به اینترنت وصل نیستند و روی شبکه های مستقل قرار دارند، آیا از نظر فنی صحت دارد؟ می گوید: «اینکه می گویند فلان بانک به اینترنت وصل نبوده، ادعایی است که من اصلاً آنرا درک نمی کنم و به نظرم کاملا اشتباه است. بانک حتما به اینترنت وصل است. ما صنایع خاصی در کشور داریم؛ مثلا صنایع اتمی یا صنایع نظامی ما امکان دارد شبکه های کاملا مستقل و ایزوله داشته باشند، ولی نظام بانکی که نمی تواند شبکه مستقل داشته باشد. سرور بانک باید به شکل مداوم آپدیت و بروزرسانی بگیرد. سرور بانک به شبکه داخلی وصل است و دارد به مشتریان خدمات می دهد؛ وقتی سرور به شبکه داخلی وصل است، یعنی حتی اگر منِ نوعی بعنوان کاربر قطع باشم، آن «خطوط سفید» (دسترسی های ویژه) وصل هستند.»
او می گوید: «این یعنی آن شبکه، یک شبکه ایزوله نیست و در نقاط مختلفی به اینترنت جهانی متصل است؛ ازاین رو شما اگر اینترنتِ منِ کاربر را هم قطع کنید، بانکتان امن نمی گردد. شما یک شبکه گسترده دارید به اسم «شبکه ملی»؛ این شبکه ملی که ایزوله نیست، بلکه از هزاران نقطه دارد به اینترنت جهانی وصل می شود. حالا اگر حتی کانال ها را محدود نماییم و دیوایس های کاربر عادی را کنار بگذاریم، ما مسیرهای اینترنت جهانی داریم که یک سری فایروال ها آمده اند و این مسیرها را برای یک عده بسته اند، ولی برای یک عده ی دیگر باز نگه داشته اند. حتی اگر شبکه یک نقطه اتصال هم به بیرون داشته باشد، دیگر آن شبکه ایزوله به شمار نمی رود.»

زمانی که اینترنت سفید وجود دارد، دیوایس و دستگاه کاربر متصل به آن، تبدیل به «زامبی» می شوند.

رید در جواب این پرسش که هکرها در زمان قطعی یا محدودیت شدید اینترنت، دقیقاً چه طور به سیستم ها متصل می شوند و حملات خودرا جلو می برند؟ هم می گوید: « آنهایی که می آیند و اینترنت را قطع می کنند، چون دانش فنی این کار را ندارند، فکر می کنند وقتی کاربر نهائی را قطع کردند، شبکه شان را امن ساخته اند. آنها اصلاً به این فکر نمی کنند که وقتی شما می آیید برای صد و خورده ای روز دسترسی دیتاسنترهای کشور را از اینترنت قطع می کنید، اتفاقاً آنها را شدیداً صدمه پذیر کرده اید؛ چرا؟ چون این سرورها و دیتاسنترها بالاتر از سه ماه است که هیچ آپدیت و بروزرسانی دریافت نکرده اند. در این زمان، کلی حفره ی امنیتی جدید در دنیا کشف شده اما این ها آپدیت نشده اند.»
او می گوید: «در چنین وضعیتی، هکر به سادگی می تواند از راه یکی از دیوایس های همین خطوط سفید، یا همین اینترنت هایی که در هر صورت ترافیکشان را از روز اول جنگ به یک سری افراد می فروختند، نفوذ کند. در زمان قطعی، یک عده این وسط داشتند ترافیک اینترنت را با قیمت های گزاف به فروش می رسانند و مردم هم می خریدند؛ حالا شما اصلاً بگویید بسترش استارلینک بوده، یا آن کسب وکار آی پی سفیدی بوده که ترافیک داشته است.»
به گفته این کارشناس، زمانیکه اینترنت سفید وجود دارد، دستگاه کاربر متصل به آن تبدیل به یک «دیوایس زامبی» می شود؛ به این معناست که هکر از راه همان دیوایس به شبکه بانکی حمله می کند. نفوذ از راه همان ابزاری رخ می دهد که آنرا سفید کردند و گفتند فقط به کسانی اینترنت می دهیم که صدای ما باشند! دقیقاً همان آدم ها و دستگاهها می شوند حفره های امنیتی داخل شبکه. درنتیجه آن کاربر سروری دارد که بروزرسانی نشده، و در کنارش یک دیوایس متصل دارد که محل نفوذ هکر می شود. در اوج قطعی اینترنت، همچنان دو تا سه درصد ترافیک اینترنت در کشور وجود داشت که همان، محل ورود هکر می شود.»

«ایران اکسس کردن شبکه»

رید همینطور در جواب این پرسش که آیا ایران اکسس کردن شبکه، سیاست درستی است؟ می گوید: «این رویکرد دقیقاً برعکس عمل می کند؛ یعنی قطع کردن اینترنت، صدمه پذیری زیرساخت ها را بالا می برد. اصلاً همین ایده و تفکر «ایران اکسس کردن شبکه» خودش بزرگترین خطر برای زیرساخت های ما بوده است. متاسفانه یک عده نادان این ایده را ترویج کرده اند که اگر زیرساخت ها را ایران اکسس نماییم، خیالمان راحت است؛ در صورتیکه این کار واقعا کمکی به پیشگیری از هک نمی نماید. شاید این کار احتمال حملات تصادفی را کمی کم کند، اما هکری که یک سازمان یا یک بانک را «تارگت» کرده باشد، به سادگی می تواند با وجود ایران اکسس بودن هم هدفش را پیش ببرد؛ چون شما هزاران نقطه دسترسی در داخل کشور دارید که هکر می تواند از آنها استفاده نماید. ما همین هم اکنون در شبکه، دیتاسنترها و شرکت هایمان سرورهای زامبی به تعداد فراوان داریم؛ چون اصلاً دانش امنیت وجود ندارد. واقعا می توانم به شما بگویم ۷۰ تا ۸۰ درصد شرکت های ما در واحدهای آی تی خود اصلاً «نفرِ امنیت» ندارند و اصلاً نمی دانند امنیت چیست! یعنی یک متخصص امنیت تابحال یک مرتبه هم پایش را در آن شرکت نداشته است.»
او همینطور در جواب این پرسش که درباب هک شدن بانک ها، سناریو استفاده از تجهیزات آلوده یا قدیمی در زنجیره تامین، چقدر واقع بینانه است؟ می گوید: « سرفصل این مورد را نمی توانم انکار کنم؛ اما بیشتر فکر می کنم که طرح این مباحث، یک جور فرار از مسئولیت است. اولاً شما چرا تجهیزات قدیمی استفاده کردید؟ تجهیزات جدید استفاده کنید! چرا استفاده نمی کنید؟ چون پول شما بی ارزش است، چون نمی خواهید سرمایه گذاری کنید. من شخصاً معتقد نیستم که تجهیزات حتما آلوده باشد؛ به نظرم یک مقدار زیادی مساله را بزرگ کرده اند. مگر ما دیوایس هایمان را رفته ایم مثلا از کمپانی سیسکو به نام ایران خریده ایم؟ خیر؛ این ها رفته اند تجهیزات را از استوک های جهان جمع کرده اند و آورده اند.»

تجهیزات شبکه، استوک و دست دوم است!

حید فرید می گوید: « در شبکه های داخلی ما ۸۰ درصد یا ۷۰ درصد تجهیزاتی که خریده اند و دارند استفاده می نمایند، اصلاً استوک و دست دوم بوده است. چون تجهیزات نو گران است و ما اصلاً نمایندگی رسمی نداریم که مستقیم بیاورند اینجا؛ درنتیجه هر چیزی را که می رویم می خریم، یا به اسم نو می خریم یا به اسم استوک می خریم که این پروسه اصلاً خودش ذاتاً ناامن است. ولی این که بخواهیم بگوییم زنجیره تأمین جهانی مشخصاً ما را هدف قرار داده تا چیزی در آن تجهیز بگذارد، خیلی بعید است. منتها بحث اصلی اینست که وقتی شما هک شده اید، تقصیر را به گردن تجهیزات قدیمی بیاندازید، در حقیقت بار مسئولیت را از گردن خودتان برمی دارید. حتی اگر دلیلش تجهیزات قدیمی باشد، بازهم شما مقصرید، باز هم بانک مقصر است، شورایعالی فضای مجازی مقصر است که اجازه نداد تجهیزات آپدیت بشوند. من معتقد نیستم که آنها عواقب کارشان را نمی دانستند.
این کارشناس خاطرنشان می کند که بخشی از این تصمیمات هم ناشی از مشاوره های اشتباه است و می گوید: « بعنوان مثال به سیاست گذاران مشاوره می دهند: «آقا اگر اینترنت را قطع نماییم امنیت بیشتر می شود!» در صورتیکه در همه قطع شدن های اینترنت و فیلترینگ های شدید، تعداد هک ها در آن بازه زمانی به شدت بالا رفته است. دقیقاً ما می توانیم نتیجه بگیریم که فیلترینگ شدید و قطع کردن های متوالی و طولانی مدت، زیرساخت ها را دارد صدمه پذیرتر می کند، نه این که بهبود بدهد.»
فرید همینطور در جواب این پرسش که چرا سیستم های نظارتی ما موقع خرید و ورود این دستگاهها به کشور، متوجه آلوده بودن یا نقصها فنی آنها نمی شوند؟ توضیح می دهد: « من اصلاً نمی دانم به چه چیزی می گویید سیستم نظارتی چونکه اصلاً سیستم نظارتی نداریم؛ ما سیستم فیلترینگ داریم! دغدغه ی سیاست گذار ما فقط اینست که جلوی اتصال مردم به اینترنت و شبکه های مجازی را بگیرد؛ اصلاً دغدغه ی امنیت ندارد. اگر دغدغه ی امنیت داشتند، بجای اعضای فعلی شورایعالی فضای مجازی، ۱۰ تا آدم متخصص می نشستند. چرا باید یک نفری که اصلاً دانش امنیت ندارد برود در شورایعالی فضای مجازی؟»
این کارشناس امنیت می گوید: «علاوه بر این، این مساله اصلاً قابل نظارت نیست. بانک هایی که هک شدند دولتی بودند؛ مگه در بانک دولتی اصلاً سیستم نظارتی به این معنا وجود دارد؟ اگر به این سازمان ها بروید، می بینید که سیستم های نظارتی شان دانش امنیت ابتدایی را ندارند که بخواهند بفهمند این مورد فنی چیست. نگاه آنها امنیت فنی نیست، نگاهشان امنیت اجتماعی است؛ مثلا نگاه اینست که «مراقب باشید کاربر من را از راه سؤال و جواب تخلیه اطلاعاتی نکنند!» یکی از مهم ترین دلایلش اینست که ما آدم در سطح بالای امنیت فنی در این شرکتها بسیار کم داریم؛ و آن هایی هم که هستند اصلاً حرفشان شنیده نمی شود.»

باید در سیاستهای کلان کشور بازبینی کنیم

و در جواب این پرسش که علاوه بر خلأ دانش فنی، سایه تحریمها چقدر بر این ناتوانی در تأمین تجهیزات امنیتی سنگینی می کند؟ هم توضیح می دهد: «تحریم، گریبان این صنعت را گرفته است؛ این جوری نیست که شما فکر کنید من از هر جا دلم خواست می روم تجهیزات می خرم، از هر جا که توانستید مجبورید بخرید. آلترناتیو و جایگزینی ندارد. در حقیقت نمی توان گفت این دفعه از هوآوی می خرم، شاید بخرند اما نمی توانند همه چیز را از آن بخرند. بعنوان مثال اگر می خواهند دیوایس فورتی گیت بخرند، نه پولش را دارند، نه تحریم اجازه می دهد و نه کمپانی به آنها می فروشد. درنتیجه باید از هزار واسطه بخرند، آخرش هم می بینیم دیوایس آپدیت نمی شود و در نهایت باید همیشه تن و بدنشان بلرزد که نکند این تجهیزات را برای من دستکاری کرده باشند.»
این کارشناس می گوید: « من می دانم پشت پرده ی این تفکر چیست؛ آنهائی که فرضیه تجهیزات آلوده را مطرح می کنند، می خواهند در نهایت به این نتیجه برسند که «ما باید همه چیز را خودمان در داخل بسازیم». ولی اتفاقاً از درونِ همین تجهیزات بومی سازی شده، حفره های امنیتی بیشتری در می آید تا این که مثلا بروید در سیسکو بگردید؛ آن تجهیزات خارجی اتفاقاً خیلی حرفه ای تر هستند. اما این ها دارند به این سمت می روند که بگویند گوشی، سوئیچ، فایروال، روتر و سی دی ان را خودمان بسازیم. درِ کشور را ببندیم؛ ولی آخرش هم حفره های امنیتی این تجهیزات بومی، بسیار بالاتر از وضع موجود خواهد بود. ما اگر واقعا بخواهیم این بحران های امنیتی را حل نماییم، باید در سیاستهای کلان کشور بازبینی نماییم.»

کاری از دست بانکها بر نمی آید

ین کارشناس در جواب این که بانکها در این وضعیت چه کار می توانند بکنند؟ می گوید: «در ساختار و چارچوب موجود، شاید خیلی هم کاری از دست بانکها برنیاید. دلیل اول و اصلی به وضعیت نیروی انسانی بازمی گردد. متخصصان امنیت و شبکه خیلی آسان تر از متخصصان سایر حوزه ها می توانند اقدام کنند؛ این افراد یا خیلی راحت به خارج از کشور مهاجرت می کنند، یا این که ترجیح می دهند به شکل فریلنس با دنیا کار کنند. از جانب دیگر، آن دسته از نیروهای متخصصی هم که در کشور می مانند، به تدریج کمتر مسئولیت پذیر می شوند؛ به خاطر این که بالا سر این نیروهای زبده، یک مدیر کم سواد می گذارند که حرف این متخصصان را نمی شنود و دائم برایشان مانع ایجاد می نماید. دلیل دوم به نحوه سرمایه گذاری مربوط می شود. من نمی گویم بانکها اصلاً هزینه نمی کنند، اتفاقاً بودجه های امنیتی کم ندارند و مبالغ کلانی را هم خرج می کنند، اما مساله اینست که دقیق و نقطه زن در راه درست هزینه نمی کنند. شما وقتی تهِ ماجرا را بررسی می کنید، می بینید این بودجه ها متاسفانه با رویکرد های رابطه بازی و زدوبند مدیریت می شود و خروجی آن همین وضعیت می شود.»
فرید با تأکید بر این امر که بحث ارزش پول ملی یکی از چالش های بسیار کلیدی است، می گوید: « این مشکلی است که اپراتورها چند وقتی است دارند آنرا بطور علنی مطرح می کنند، اما بانکها کمتر به آن اشاره می کنند؛ چون بانک در جامعه همیشه بعنوان یک سازمان پولدار شناخته می شود و نباید بیاید ناله کند که مشتری اش بترسد و اعتمادش سلب شود. ولی حقیقت اینست که همه این ها ــ چه بانکها و چه اپراتورها ــ درگیر یک مشکل واحد هستند: بی ارزش شدن پول ملی. وقتی درآمد شما به «ریال» است ولی تمام تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری شبکه و امنیت را باید به «دلار» بخرید، مجبور می شوید کمتر هزینه کنید. از طرفی، وقتی شما یک متخصص امنیت تراز اول می خواهید که هم اکنون دارد با آن طرف دنیا به شکل دلاری کار می کند، باید هزینه بسیار سنگینی بپردازید تا بیاید برای شما کار کند. تازه وقتی با این هزینه های گزاف چنین آدمی را می آورید، باز هم نمی توانید خروجی مناسب از او بگیرید؛ چون همانطور که گفتم چهار تا نیروی بی سواد را آنجا مستقر کرده اید که این نیروها را آزار می دهد. خروجی رفتار آنها اینست که نیروی متخصص دائماً گرفتار تنش و فشار روانی می شود. در چنین فضایی، متخصصان ترجیح می دهند اصلاً خودشان را درگیر نکنند.»
او ادامه می دهد: «از آن طرف ماجرا هر وقت دلشان بخواهد، اینترنت را قطع می کنند یا ترافیک یک سری از سرورها را می بندند. در چنین شرایط بی ثباتی، دیوایس امنیتی شما یک روز آپدیت می شود، یک روز نمی شود؛ یک روز سیستم پشتیبان گیری شما گرفتار مشکل می شود. این وضعیت دائماً و به شکل مستمر، نقاط صدمه پذیری جدید و شکاف های امنیتی مختلفی را به سامانه های ما اضافه می کند.»
این کارشناس بر این باور است که ساختار اقتصاد دیجیتال ما به شدت بیمار است و این بیماری از سیاست گذار به آن به ارث رسیده است. او می گوید: «این طور نیست که بخواهیم بگوییم فقط نظام بانکی مقصر است؛ ما دیده ایم که سازمان ثبت احوال کشور هک شده، پلت فرم های بزرگی مثل اسنپ، تپسی و دیجی کالا همگی هک شده اند. شما دست روی هر بخش و سازمانی در این اقتصاد دیجیتال که بگذارید، هک شده است. حالا این وسط یکی آمده سرمایه گذاری بیشتری کرده و تلاش کرده تکرار این اتفاق را کمتر کند، اما یکی دیگر در قالب سازوکارهای دولتی عمل کرده که سازوکار دولتی هم اصلاً پاسخگو نیست.»
او می گوید: « چندسال قبل که بانک پاسارگاد هک شد؛ در نهایت آن اتفاق چه شد؟ پس از یک هفته که مردم عذاب کشیدند، مدیرعامل آن بانک آمد و گفت هرچه کردیم لطف خدا بوده است! اصلاً کسی نیست که به این ها بگویند بالای چشمتان ابروست. همانطور که چند وقت پیش بانک سپه هم هک شد و تمام آن بانک هایی که قبل از این با هم ادغام شده بودند، همه با هم هک شدند و اطلاعات زار و زندگی مردم را بردند و منتشر نمودند. آیا کسی پاسخگو بود؟ وقتی مدیر دولتی می بیند که هیچ اتفاقی برایش نمی افتد، مدیر بانک هم با خود می گوید من برای چه باید در این عرصه بیشتر هزینه کنم؟ بنابراین، در همان حدی هزینه می کند که فردا اگر یکی آمد و گفت «تو مواظب امنیت نبودی»، بتواند یک زونکن نشان دهد و بگویند «چرا، ببینید من این قدر بودجه امنیتی داشتم!» حالا این که این بودجه چه طور خرج شده دیگر مهم نیست؛ رفته است و در یک مناقصه ای، بودجه را داده به یک شرکت امنیت سایبری که خودش به یک جایی وصل بوده است.»
وحید فرید، در آخر می گوید: « وقتی شما حتی یقه یک بانک مشخص را هم نمی توانید بگیرید. وقتی سازمان حاکمیتی مثل ثبت احوال هک می شود، دیگر می دانید که نباید فقط یقه بانک را گرفت؛ بلکه باید یقه این اقتصاد مریض را گرفت که از هر طرف دارد هر کس می رسد، یک چاقو به آن می زند. در این بین، شورایعالی فضای مجازی که کلاً قاتل این اقتصاد دیجیتال است؛ وزارت ارتباطات از یک طرف، نهادهای امنیت ملی از جانب دیگر، و از آن سو هم آدم های جریان ها و گروهک های تندرو نشسته اند که تا حرفی می شود، فورا می گویند «آقا اینترنت را قطع کنید!». این تندروها اعتقاد دارند ما فقط به خاطر وصل بودن به اینترنت جهانی داریم صدمه می بینیم. با این وضعیت، از دید من عملکرد آن شرکت و آن مدیر هم یاد گرفته که در این فضا فقط این جوری می شود کار کرد.»
به گفته این کارشناس این طرز تفکر، تفکری کاملا ناسالم می باشد. شاید در قضیه هک اسنپ یا شرکت های دیگر و حتی ثبت احوال، مردم خیلی حساسیت بالایی نشان ندادند؛ اما بانک چون مستقیماً با سرمایه و پول مردم سروکار دارد، مردم بیشتر می ترسند و نگران می شوند، در عین حال در هر نقطه از این اقتصاد که نگاه می نماییم، این صدمه پذیری ها و چالش ها وجود دارد.

منبع:

1405/03/30
14:35:20
5.0 / 5
9
تگهای خبر: ابزار , اینترنت , بازی , تكنولوژی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان gph در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۴
کوتاه کننده لینک

جدیدترین ها

کوتاه کننده لینک