URL



خردسالان در تونل وحشت فیلترشکن ها

خردسالان در تونل وحشت فیلترشکن ها

کوتاه کننده لینک: آمار استفاده ۲۳ درصدی کودکان ۶ تا ۱۵ ساله از فیلترشکن، فقط یک عدد نیست؛ هشداری است در رابطه با آینده تربیت، امنیت و سلامت روان نسل بعدی ایران.



نسلی که پیش از نوشتن انشا، دور زدن اینترنت را یاد می گیرد

کودکان ایرانی، قبل از آن که خیلی از مهارت های اساسی زندگی را بیاموزند، ناگزیر با مفهومی آشنا می شوند که اساساً نباید بخشی از تجربه کودکی باشد؛ «فیلترشکن». این واژه دیگر فقط یک ابزار فناورانه نیست، بلکه به یکی از اولین تجربه های زیست دیجیتال نسل جدید تبدیل گشته است. انتشار نتایج افکارسنجی تازه درباره ی زیست خردسالان و نوجوانان در فضای مجازی، که نشان میدهد ۲۳ درصد از کاربران ۶ تا ۱۵ ساله از فیلترشکن استفاده می نمایند، نباید فقط در چارچوب یک خبر خوانده و فراموش شود. این عدد، زنگ خطری است که اگر امروز شنیده نشود، فردا در چارچوب بحران های اجتماعی، تربیتی، امنیتی و روانی خودرا نشان خواهد داد.

جامعه معمولا درباره ی خردسالان با زبان آینده سخن می گوید؛ «آینده کشور»، «سرمایه انسانی» و «نسل فردا». اما حقیقت آنست که آینده، از همین امروز ساخته می شود؛ از اولین تجربه های کودک در خانه، مدرسه و الان در فضای مجازی. وقتی کودک برای ورود به اینترنت، از همان سالهای ابتدایی زندگی یاد می گیرد که باید محدودیتی را دور بزند، این فقط یک رفتار فنی نیست؛ تجربه ای است که می تواند بر تشکیل نگرش او نسبت به قانون، مسئولیت پذیری و اعتماد اجتماعی اثر بگذارد. مسئله این نیست که کودک قصد قانون شکنی دارد؛ مسئله آنست که یکی از اولین تجربه های دیجیتال او، با عبور از یک مانع شروع می شود و این تجربه، خواه ناخواه بخشی از پروسه جامعه پذیری او خواهد بود.

در این میان، خطر اصلی خودِ فیلترشکن نیست؛ بلکه جهانی است که کودک از راه آن واردش می شود. برعکس یک بزرگسال، کودک هنوز توانایی کافی برای تشخیص محتوای سالم از ناسالم، خبر واقعی از جعلی، دوستی صادقانه از سوءاستفاده گر اینترنتی و تبلیغ تجاری از فریب دیجیتال را ندارد. وی در فضایی قرار می گیرد که در آن مرزهای امنیت، اخلاق و حمایت، بسیار کمرنگ تر از آن چیزی است که خانواده ها تصور می کنند. خیلی از نرم افزارهای ناشناس، دسترسی گسترده ای به اطلاعات شخصی، تصاویر، مخاطبان، موقعیت مکانی و داده های کاربران پیدا می کنند و کودکان، به علت ناآگاهی، صدمه پذیرترین قربانیان این وضعیت هستند.

اما مسئله تنها امنیت سایبری نیست. آن چه بالاتر از همه نگران کننده است، تاثیر این وضعیت بر سلامت روان و رشد شناختی خردسالان است. مغز کودک درحال ساختن شبکه های عصبی، الگوهای رفتاری و نظام ارزشی اوست. هر تصویر، هر ویدئو، هر پیام و هر الگویی که در این دوران دریافت می کند، بخشی از شخصیت آینده او را شکل می دهد. مواجهه زودهنگام با خشونت، محتوای جنسی، تبلیغات شرط بندی، اخبار هراس آفرین یا سبک زندگی غیرواقعی، فقط یک تجربه گذرا نیست؛ می تواند بر احساس امنیت، عزت نفس، روابط اجتماعی و حتی توانایی تمرکز وی در سالهای بعد اثر بگذارد.

نکته مهم اینجاست که نباید خانواده ها را تنها مقصر این وضعیت دانست. خیلی از والدین خود هم در دنیای دیجیتال با چالش های مشابه رو به رو هستند. آنها اغلب آموزش کافی درباره ی سواد رسانه ای، امنیت سایبری یا مدیریت حضور فرزندان در اینترنت ندیده اند. نمی توان از پدر و مادری که خود با پیچیدگی های فضای مجازی دست وپنجه نرم می کنند، انتظار داشت بدون حمایت آموزشی و سیاستگذاری مناسب، همه خطرها را مدیریت کنند. خانواده ها بالاتر از آن که نیازمند سرزنش باشند، نیازمند توانمندسازی هستند.

از سوی دیگر، این مسئله فقط دغدغه خانواده ها نیست؛ مسئله ای ملی است. کشوری که می خواهد در اقتصاد دیجیتال، نوآوری، فناوری و توسعه انسانی جایگاه مناسبی داشته باشد، نمی تواند نسبت به کیفیت زیست دیجیتال کودکانش بی تفاوت بماند. خردسالان امروز، محققان، پزشکان، معلمان، مهندسان، کارآفرینان و تصمیم گیران فردای ایران هستند. اگر دوران کودکی آنان در محیطی ناامن، پر از اضطراب، اطلاعات ناصحیح و صدمه های پنهان سپری شود، هزینه آنرا نه فقط خود آنان، بلکه کل جامعه خواهد پرداخت.

در سالهای اخیر، خیلی از کشورها تلاش نموده اند سیاستهای خودرا از «کنترل صرف» به سوی «حمایت هوشمند» تغییر دهند؛ یعنی هم دسترسی خردسالان به فرصتهای آموزشی و فناوری حفظ شود و هم امنیت، حریم خصوصی، سلامت روان و منافع عالی آنان در محیط دیجیتال تضمین گردد. تجربه جهانی نشان میدهد که هیچ جامعه ای تنها با ممنوعیت یا تنها با رهاسازی کامل، نتوانسته از خردسالان در فضای مجازی حمایت کند. چاره، تلفیقی از آموزش سواد رسانه ای، پیشرفت مهارت های والدین، مسئولیت پذیری پلت فرم ها، تولید محتوای با کیفیت برای کودکان، پژوهش مستمر و سیاستگذاری مبتنی بر شواهد است.

از منظر حقوق کودک نیز، محیط دیجیتال دیگر یک فضای فرعی نیست؛ بخشی از زندگی واقعی خردسالان است. همان گونه که جامعه وظیفه دارد امنیت کودک را در خیابان، مدرسه یا پارک تأمین کند، مسئولیت دارد محیط دیجیتال را هم تا حد امکان ایمن، قابل اعتماد و متناسب با سن او سامان دهد. بی توجهی به این مسئولیت، فقط یک ضعف فناورانه نیست؛ غفلت از یکی از مهم ترین حقوق نسل آینده است.

شاید نگران کننده ترین بخش این آمار، خودِ عدد ۲۳ درصد نباشد؛ بلکه عادی شدن آن باشد. جامعه ای که کم کم حضور گسترده خردسالان در فضای ناامن دیجیتال را امری طبیعی تلقی کند، امکان دارد متوجه نباشد که درحال از دست دادن یکی از مهم ترین سرمایه های خود است؛ اعتماد، امنیت روانی و کیفیت رشد نسل آینده.

کودکی، کوتاه ترین و با این حال سرنوشت سازترین فصل زندگی انسان است. اگر امروز برای امنیت دیجیتال خردسالان تصمیم های دقیق، علمی و آینده نگر نگیریم، فردا دیگر مسئله فقط استفاده از فیلترشکن نخواهد بود؛ با نسلی رو به رو خواهیم شد که بخشی از هویت، روابط، سلامت روان و اعتماد اجتماعی خودرا در فضایی شکل داده است که هیچ وقت برای خردسالان طراحی نشده بود. آینده ایران، قبل از آن که در دانشگاه ها یا بازار کار ساخته شود، امروز در اتاق کودکی شکل می گیرد که با یک موبایل در دست، در جست وجوی راهی برای ورود به جهانی است که هنوز برای حضور امن او آماده نشده است.

بسیاری از والدین خود هم در دنیای دیجیتال با چالش های مشابه روبه رو هستند. خانواده ها بالاتر از آن که نیازمند سرزنش باشند، نیازمند توانمندسازی هستند. کشوری که می خواهد در اقتصاد دیجیتال، نوآوری، فناوری و توسعه انسانی جایگاه مناسبی داشته باشد، نمی تواند نسبت به کیفیت زیست دیجیتال کودکانش بی تفاوت بماند.


منبع:

1405/05/13
12:42:43
5.0 / 5
5
تگهای خبر: آموزش , ابزار , اینترنت , تولید
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان gph در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۵
کوتاه کننده لینک

جدیدترین ها

کوتاه کننده لینک