URL



فرانكنشتاین سرخ دوره شوروی كه بود؟

فرانكنشتاین سرخ دوره شوروی كه بود؟

به گزارش كوتاه كننده لینك «ایوانف از جانب دیكتاتور شوروی، یعنی استالین ماموریت داشت كه انسان های میمون نما را با هدف استفاده از آنها بعنوان كارگر و جنگجو پرورش دهد. در جهت این هدف یك آزمایشگاه سری در سواحل دریای سیاه افتتاح شد و ایوانف هم بعدها به «فرانكنشتاین سرخ» شهرت یافت.»



به گزارش كوتاه كننده لینك به نقل از ایسنا، تاریخ ایرانی در برگردان متنی از مجله اشپیگل نوشت: «هنگامی كه «ایلیا ایوانوویچ ایوانف» آزمایش خویش را آغاز كرد، یك قبضه تپانچه برونینگ در جیب كت خود داشت. مكان آزمایش وی در محلی موسوم به باغ بوتانی واقع در شهر كوناكری در كشور گینه در غرب آفریقا بود. در مقابل وی و در قفسی تنگ، دو شامپانزه ماده به نامهای «بابِت و سیوِت» ناآرامی می كردند.

ایوانف ۵۶ ساله در كسوت یك زیست شناس، حیوانات زیادی از گاو با گاومیش گرفته تا موش با خوكچه هندی و اسب با گورخر را با یكدیگر جفت كرده بود. اما در آن روز ۲۸ فوریه ۱۹۲۷ قصد داشت كه در تحقیقات خود گامی بلندتر برداشته و این دفعه موجودی كه تلفیقی از میمون و انسان باشد، بسازد. آن آزمایش می توانست نقطه آغاز یك نظریه توطئه وحشیانه باشد. بر طبق این نظریه ایوانف از جانب دیكتاتور شوروی، یعنی استالین مأموریت داشت كه انسان های میمون نما را با هدف استفاده از آنها بعنوان كارگر و جنگجو پرورش دهد. در جهت این هدف یك آزمایشگاه سری در سواحل دریای سیاه افتتاح شد و ایوانف هم بعدها به «فرانكنشتاین سرخ» شهرت یافت. جالب آن كه نه تنها آكادمی علوم روسیه بلكه اتحادیه آمریكایی برای پیشرفت آتئیسم و انستیتوی بسیار معتبر پاستور فرانسه هم از ایوانف در این تحقیقات پشتیبانی می كردند!

ایوانف در آغاز كار از خانم «رزالیا آبرو» محقق كوبایی پرسیده بود كه آیا می تواند چند شامپانزه برای وی بفرستد. خانم آبرو در واقع نخستین دانشمندی محسوب می شد كه موفق به پرورش و تولد حیوانات در محیط های بسته و تحت شرایط اسارت شده بود. اما خانم آبرو بعد از آن كه از جانب گروه نژادپرست و خطرناك كوكلوكس كلان یك نامه تهدیدآمیز دریافت كرد از ارسال شامپانزه برای آن دانشمند كمونیست منصرف شد.

بدین ترتیب بود كه انستیتو پاستور فرانسه از ایوانف دعوت كرد كه به آفریقای غربی برود و در آنجا بود كه چندین میمون تازه شكار شده در اختیار وی قرار داده شد. مساله تأمین اسپرم انسانی هم از جانب ایوانف برنامه ریزی شده بود و در دفتر خاطرات روزانه وی كه در خلال آزمایش هایش می نوشت آمده است: «این اسپرم از جانب مردی تأمین شده كه سن و سال دقیق و مشخصی ندارد. به هر حال نباید سن این فرد بیشتر از ۳۰ سال باشد.» این اسپرم به هر صورت به یكی از شامپانزه های ماده تلقیح شده و از نوشته های ایوانف مشخص است كه این كار بسیار دشوار انجام شده است، چونكه شامپانزه ها حیواناتی به مراتب قویتر از انسان بوده و هر زمان كه احساس خطر كنند، به شدت و با ضرباتی كشنده واكنش نشان می دهند.

به دلیل فوق محرمانه بودن آن آزمایش ها، ایوانف در آن باغ بوتانی شهر كوناكری تنها بود و در عمل نمی توانست از كسی كمك بخواهد. ایوانف در یادداشت های خود نوشته است: «چنانچه مردم محلی و بومی از این آزمایش ها خبردار شوند، نتایج بسیار خشن و ناخوشایندی به وجود می آید.» تنها پسر ۲۲ ساله ایوانف كه مانند پدرش ایلیا نام داشت در كنار آن دانشمند در آن آزمایشگاه بود. ایلیا یك مرتبه توسط یكی از شامپانزه ها چنان كتك خورد كه كارش به بیمارستان كشید و هر بار تلقیح اسپرم به شامپانزه ها خطرهای زیادی داشت و گاه ناممكن به نظر می رسید.

از سوی دیگر ظاهراً ایوانف در این مورد كه آزمایش هایش تا چه اندازه می تواند از نظر سیاسی خطرناك باشد و چه نتایج انفجاری داشته باشد آگاهی داشته است. چنانچه آنها می توانستند یك انسان میمون نما به وجود آورند، آنگاه بود كه آموزه های انجیل در این مورد كه انسان اشرف مخلوقات و مخلوق خاص و منحصربه فرد خداوند است، كاملاً زیر سوال می رفت. شماری از رهبران شوروی در آن مقطع امید داشتند كه این آزمایش ها بتواند طبقه كارگر را از «قدرت كلیسا رهایی بخشد»؛ همان طبقه دهقان و كارگری كه اكثریت آنان نزدیك به ۱۰ سال بعد از انقلاب اكتبر هنوز هم مذهبی بودند. افزون بر آن تولید یك انسان میمون نما می توانست آخرین مدرك مستند برای نظریه تكامل چارلز داروین باشد و همزمان یك پیروزی حیثیتی برای دانشمندان شوروی در رقابت با همكاران غربی شان به شمار رود.

اما این آزمایش شكست خورد. ایوانف پس از چند هفته متوجه شد كه شامپانزه های ماده آبستن نیستند. با این وجود تسلیم نشد و از فرماندار كل گینه كه در آن زمان بخشی از مستعمرات فرانسه محسوب می شد، درخواست نمود كه ترتیب یك آزمایش محرمانه در آزمایشگاه بانوان بیمارستان محلی را بدهد. اما فرماندار فرانسوی این درخواست دانشمند شوروی را رد كرد. بدین ترتیب ایوانف هم با تعدادی میمون مذكر به شوروی بازگشت، به این امید كه شاید بتواند این دفعه آزمایش های خویش را با اسپرم میمون ها و بر روی شهروندان داوطلب و مونث شوروی انجام دهد. البته اغلب آن میمون ها در طول مسیر و پیش از رسیدن به شوروی جان خویش را از دست دادند. بدین ترتیب بود كه آزمایش به شدت سؤال برانگیز آن زیست شناس برجسته شكست خورد و افسانه انسان میمون نمای ایوانف به آخر رسید.

اما این داستان بسیار پیشتر از آن كه ایوانف به آفریقای غربی برود تمام شده بود. آن گونه كه بعدها یك روزنامه نگار آمریكایی در روزنامه نیویورك تایمز فاش كرد، ظاهراً دبیر كل اتحادیه آتئیسم آمریكا این پروژه را لو داده و به نوشته روزنامه های آمریكایی و فرانسوی و روسی، بعد از این مساله بود كه پای كوكلوكس كلان به مبحث باز شد و آن نامه تهدیدآمیز نوشته شد.

چیزی نگذشت كه خبرهای این تحقیقات البته همراه با انبوهی از نظریه های توطئه منتشر گردید. از آنجایی كه استالین دیكتاتور شوروی قبل از آن بارها در مورد تحولات اساسی اجتماعی و تغییر و دگرگونی و بازسازی انسانی سخن گفته بود این پرسش عنوان شد كه آیا آزمایش های ایوانف بخشی از طرح های استالین برای تولید «انسان نوین» بوده است؟

هنگامی كه در تابستان ۱۹۲۷ یكی دیگر از دانشمندان شوروی در شهر سوچی واقع در كرانه دریای سیاه یك آزمایشگاه تحقیقاتی در مورد میمون ها راه اندازی نمود، خیلی از مردم این اقدام را تائید خبرهایی دانستند كه در ارتباط با اقدامات و طرح های مسكو با هدف پرورش انسان های جدید به گوش می رسید. به قول یكی از دانشمندان آمریكایی در دانشگاه سیاتل و همین طور مدیر آزمایشگاه سوچی در سال ۲۰۰۹، شمار زیادی از زنان شوروی در آن مقطع نامه هایی به مركز سوچی فرستاده و طی آن آمادگی خویش را جهت شركت در این آزمایش ها بعنوان پذیرنده اسپرم اعلام نموده بودند. با این وجود ایوانف هیچگاه در آزمایشگاه سوچی كار نكرد و در معدود آزمایش هایی كه در سال ۱۹۲۸ انجام داد دیگر خبری از میمون ها نبود.

ایوانف در سال ۱۹۳۰ قربانی به اصطلاح یكی از امواج پاكسازی ها شد و به افترا «اقدامات ضد انقلابی» به قزاقستان تبعید شد. این محكومیت البته هیچ ارتباطی با آزمایش ها و تحقیقات وی نداشت چونكه پلیس مخفی استالین در دوران حكومت وی بخش بزرگی از الیت كشور را بدون آن كه افترا مشخصی متوجه آنان باشد بازداشت كرد. ایوانف دو سال بعد در شهر آلمآتی درگذشت.

در سوچی اما دانشمندان خیلی زود یاد گرفتند كه چگونه می توان میمون ها را در شرایط آب و هوایی دریای سیاه و در اسارت زنده نگه داشت. آنها بر روی میمون ها آنتی بیوتیك های مختلفی همچون واكسن ها و سرم های ضد تیفوس و دیفتری را آزمایش كردند. دانشمندان آزمایشگاه سوچی افزون بر آن به صورت مشترك با همكاران خود در پروژه فرستادن انسان به فضا، تحقیقات زیادی در مورد چگونگی حركت و فعالیت در شرایط بی وزنی انجام دادند. با این وجود اخبار مربوط به آن آزمایشگاه محرمانه استالین همواره به صورت محرمانه باقی ماند و به اطلاع شهروندان شوروی نرسید.

اتحاد جماهیر شوروی گرفتار فروپاشی شد و آرشیوهای محرمانه بارها در اختیار شهروندان قرار گرفت. همچون افرادی كه توجه زیادی به این آرشیوها نشان داد، «یرمی پارنُف»، نویسنده داستان های علمی تخیلی بود كه به واقعیات تكان دهنده ای در این اسناد دست یافت. پارنف بعدها طی مقاله ای با عنوان «اسرار پزشكی» نوشت: «نگاهی به این اسناد حتی سرسخت ترین و شجاع ترین آدم ها را هم به وحشت می اندازد.»

در آخر دهه ۱۹۹۰ بود كه پارنف بعنوان محقق در انستیتوی سوچی مشغول به كار شد و در شبكه های مختلف تلویزیونی از رازهای آن پروژه استالین پرده برداشت. به قول پارنف هدف از آن تحقیقات و آزمایش ها «تولید و پرورش برده هایی مطیع و كله پوك برای انجام كارهای سخت و سنگین» بوده است. پارنف آن مخلوقات فناپذیر را «انجمن یاهو» لقب داد و ظاهراً این نامگذاری بر مبنای رمان كلاسیك سفرهای گالیور بود. در آن رمان موجوداتی شبه انسان به نام «یاهو» برده های موجوداتی شبه اسب هستند...

ظاهراً این پارنف بود كه شایعه ها در مورد آن نامه استالین را مورد تائید قرار داد. از قرار معلوم استالین طی نامه ای خطاب به دفتر سیاسی حزب از عزم خود برای تولید و پرورش لشگر میمون های جنگجو اطلاع داده بوده است. تلویزیون دولتی روسیه هم ساخت و تهیه مستندی به نام «فرانكنشتاین سرخ» را بر عهده گرفت كه نام آن در واقع بر مبنای یك مستند دیگر است. به هر ترتیب بر طبق این فیلم های مستند می توان اظهار داشت كه بر خلاف شایعاتی كه در سال های دور مطرح بود، ایوانف هیچ انسان میمون نمایی پرورش نداد و نظریه های توطئه در این مورد بیشتر از اصل داستان بوده است.

اگر چه اغلب زیست شناسان بر این باور بودند كه اصولاً انسان و میمون توانایی این را ندارند كه نوزادی زنده به دنیا بیاورند اما در مورد تحقیقات و آزمایش های ایوانف در كوناكری اظهارنظری نكرده بودند. نشریات آمریكایی و آلمانی و بریتانیایی هم تمایلی به این مورد نشان ندادند. حتی انتشار روزنوشت های ایوانف و نامه های زنان داوطلب شركت در آن آزمایش وحشتناك هم بازتاب چندانی در مطبوعات این كشورها نداشت. تنها این نشریه زرد آلمانی یعنی بیلد بود كه نوشت: «بالاخره برنامه احمقانه استالین فاش و معلوم شد كه دیكتاتور شوروی قصد داشته كه انسان های میمون نما را به جنگ بفرستد.»

بدین ترتیب و با وجود همه بی توجهی ها، ایلیا ایوانف ده ها سال بعد از مرگ بار دیگر شهرتی جهانی یافت؛ نه به خاطر خدمات بی شائبه اش به زیست شناسی بلكه بعنوان «فرانكنشتاین استالین.»




1398/02/14
17:13:00
5.0 / 5
53
تگهای خبر: آزمایش , خدمات , ربات , شبكه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۳